رو اعصاب

تنها مشکلم با رتبم اینه که میدونم حقم نبود میدونم میتونم سه رقمیش کنم

چند تا اپشن دارم

پزشکی شهر خودمون برم و سال دیگه مهاجرت کنم

که ریسکش اینه که نکنه جنگ شه و سفارت دوباره ببنده و من نتونم مهاجرت کنم و پزشک بمونم

و از کنکور مجدد هم محروم میشم

دومین اپشنم اینه که یه سال بخونم و دندون بیارم

ادم خوندن هستم؟ اره

اما برام میصرفه؟ فک نکنم

وقتی اپشنشو دارم تو اروپا دندون بخونم چرا باید ایران بخونم؟

ولی پوینت این اپشن اینه که رتبم بهتر میشه و دیگه رو مخم نیست و حس شکست نداره

ولی در اصل موضوع بر میگردیم به نقطه اول

اپشن سومم اینه که ازاد یه علوم پایه بنویسم و مرخصی بگیرم یه سال

و تو این یه سال همزمان کنکور بخونم و همزمانم برای ایمت و ایلتس بخونم

ریسکش چقدره؟ زیاددد

چقدر احتمال داره جفتش نشه؟ متوسط

استرس و حجم فشارشم ماکسیمم حالت ممکنه

تهش یک ازین سه تا باید بشه دیگه

من خودم روی اولیم در حال حاضر

ولی سومیم خیلی داره بهم چشمک میزنه

"همچنان خواهم راند

همچنان خواهم خواند

دور باید شد، دور

مرد آن شهر، اساطیر نداشت

زن آن شهر به سرشاری یک خوشه‌ی انگور نبود

هیچ آیینه‌ی تالاری، سرخوشی‌ها را تکرار نکرد

چاله آبی حتا، مشعلی را ننمود

دور باید شد، دور

شب سرودش را خواند،

نوبت پنجره‌هاست

همچنان خواهم راند

همچنان خواهم خواند"

دیروز قشنگ با قلب سنگین بیدار شدم

بعدش ولی بزورم مه شده رفتم تولد ف

خوشحالم برای بچه ها اما منم دلم میخواست جاشون باشم و زیر هزار بشه رتبم

امروز بهترم و کلاسای شهریم تموم شد

انتخاب رشتم میکنم ببینم چی میشه

روزای جالبی نیست

یه وبلاگ هست یه پسره فک کنم سن بالاست که تو وبلاگش از شونصد تا دوست‌دخترش تعریف میکنه

هررر بارر میام بلاگفا میبینم وبشو

بعد همه کامنتاش دخترن:)))

کاش میتونستم تک تکشونو بشونم جلوم و بگم شماها جز فحش چرا باید براش کامنت بذارید اونم تشویق و تمجید

پشت کنکور

در حالی که نصف دوستام تصمیم گرفتن پشت بمونن

من به افق خیره شدم و به زندگی مبهم و بلاتکلیف نگاه میکنم

نتایج

باورم نمیشه اصلا

هم درصدام بهتر از تصورم بود هم نمراتم

ولی تراز خیلی خیلی بدتر تصورم:)))

تراز نهاییو دیدم واقعا قلبم وایساد چجوری سه تا بیست و همه نمره ها بالا نوزده این تراز داد؟

هیچ جوره نمیفهمم واقعا هر چی فک میکنم خب کجای کار اشتباه بود نمیفهمم

جدی من از درصد و نمره هام راضیم ولی رتبم خیلی بیشتر اوناس

از بدبینانه بهمنیم بدتر بود

فقط نمیفهمم واقعا. کارناممو باز میکنمو نمیفهمم:)))

نمیدونم واقعا چرا دارم به پشت موندن فک میکنم

اینجام قبلا کلی دعا معا کرده بودم رتبم جوری نشه که مجبور شم برم پزشکی

و شد:)

روز قبل اعلام نتایج

اهم

ترجیح دادم برم بیرون

رفتیم یه قبرستونی پر از ادمای عجیب:))))

بعدش رفتیم کافه مورد علاقم جبران شد

برام از گالری سل پیش همین موقع ساجست شده که سر کلاسم

هات تیکم اینه که سگ استرس اعلام نتایج شرف داره به ساعت هفت صبح مدرسه رفتن و سال کتکور

چند روزه اسنپای جالب بهم میخوره راضیم

استرس دارمم؟ بلههه

اما ناراحتم؟ خیررر

امشب تنها شبی بود که با خودم گفتم کاش درصد میگرفتم بقیه روزا کاملا راضی بودم

اینکه فردا تموم میشه هم ارومم میکنه هم نا اروم

بابام امروز میگفت ببین دختره همسن توعه طلای اسقا گرفته:))) چهار تا پا زدنه دیگه:)))

از خنده پاره پوره شدم واقعا تشخیص ندادم داره جدی میگه یا شوخی

منم گفتم ۴وتبالم چهار تا پا زدن بود دیگه چرا الان جای علی دایی نیستی بعدشم کلی خندیدم

نمیدونم اینکه تو اعلام نتایج مامان نیست خوبه یا بد

ولی فک کنم خوبه

اگه قراره ناامید شن ازم و بگن تو قرار بود زیر سیصد بیاری بشن دیگه الان وقتشه.

بذارید از لاو لایفمم بگم

ازش فاصله گرفتم چون چند تا حرکت بد دیدم

نمیدونم فک نکنم انتخابم باشه

شده تا حالا فک کنید برای لاو لایف ساخته نشدید؟

چون من واقعا حس میکنم از دور فقط قشنگه

یا بخاطر بینه که یعنی سنم هنوز کمه که اونم منطقیه

قشنگ استرس میگیرم چرت و پرت میگم

گات

تموم شد:))

بعدا شاید نوشتم واسش

وکالت

نصف شبی دلم خواست وکیل شم:))

یه رابطه لاو هیتی بین منو وکالت از اول بود

اما موقع انتخاب رشته سال نهج قسمت هیتش پررنگ تر بود

نمیدونم شاید یه روزی واقعا سر راهش قرار گفتم

الان که خیلی نزدیکیم

حس میکنم بخدا میانگین بیست زدم:)))))

مثلا میتونم بگم رتبم زیر ده هزار میشه😂😂

امشب پلو ماش درست کردم برای اولین باز

ته دیگه سیب زمینیم اولین بار بود

که جفتش خیلی خوب شد

پیشرفتتت

اینکه یه ماهه مامانم نیست برام جالبه

وارد بعد جدیدی شدم

غذا و کارای خونرو یاد گرفتم

دلمم تنگ نشده زیاد

اینکه اکثرا خونه تنهامم کاملا باهاش اوکیم

جدی جدی بزرگ شدم:))

مهر

روزای جالبیو میگذرونم شلوغ ولی شاد

یکم استرس نتایجو گرفتم ولی کم

گاهی فک میکنم خیلی بد کنکور دادم و رتبم مثلا بالای پنج هزار میشه:))

هر چی از ازمون میگذره حس میکنم بدتر دادم

نرماله فک کنم

مامان بابامو برای رتبه بد اماده کردم حقیقتا اونم فک کنم:)))

زندگی بدون کنکور جالبه واقعا

و تا وقتی کنکوری درس نخونی متوجه نمیشی اینو

فردا میخوام غذا درست کنم ایشالا که خیره

شب تا صبح پای درس و کار

جلو بازوم و ساقمو کلا حس نمیکنم:))

از هفت و نیم تا یازده و نیم دو جای کاملا مختلف شهر کلاس دارم

عصرم باید برم تکواندو

لباسارم باید بشورم و غذا سر هم کنم یه چیزی ( اگه خدا بخواد)

و روز اول پریودیمه

و بازم بهم داره حال میده

امروز بعد باشگاه سرویس کلاس چهارممو دیدم و اسنپم بد و کلی حرف زدیم باهم

شمارمم گرفت جالب بود خیلی خوشحال شدم ولی زیادی تحویلم گرفت:))

حس میکنم سایزم کم شده ولی وزنم یکی دو هفتست استپ شده

مادر

بزرگتریننن لطفی که یه مادر میتونه به بچش بکنه خصوصا دخترش

اینه که نقش مادر خیلی فداکار رو بازی نکنه

بخاطر بچش از همه چیش نزنه

دنبال پیشرفت خودشم باشه باشگاه بره رژیم بگیره کلاس بره کار جدید شروع کنه با دوستاش بگرده

کافه بره مهمونی بره ایونتای مختلف بره کارای فان فقط برای دل خودش بکنه

من واقعا به مامانم از ته ته قلبم افتخار میکنم که انقد قوی و درسته

زن سگ دنبالت کرده؟

وسط باشگاه تقریبا بی هوش شدی یکم استراحت بده به خودت بخدا کل زندگی واسه خودته:))))

جدی کنکور تروما شده حس میکنم پشت هم کارای مورد علاقمو انجام ندم ازم میگیرنش

چیزی که اللن برام شفافه اینه که از گردن گرفت مسئولیت تصمیمم میترسم

میترسم هفت هشت سال دیگه بگم کاش مبرفتم پزشکی

و براش دلیل دارم

نهم قرار بود برم انسانی

اما یه فرقی وحود داره

نهم مطمئن نبودی تو موقع انتخاب رسته تنها نشسته بودی تو اتاق و هیچ فشاری روت نبود

پس چرا زدی تجربی؟ شاید چون انتخاب خودت بود همیشه

اما الان مطمئنم تنها چیز که به شک وادارم میکنه مهاجرته

میتونم بمونم و برم فیزیو و ایران یه لیسانس بگیرم و بعد مهاجرت کنم اما میازه واقعا؟

چرا الان نرم؟

حس میکنم اگه برم فیزیو ایران موندگار تر میشم

اما اگه برم پزشکی خودمو به در و دیوار میزنم که سال دیگه ایران نباشم

تنها چیزی که باعث شکم میشه همینه

میارزه چهار سال یا نه؟

انتخاب رشته

بهترین محتوا انتخاب رشته من برمیگرده با پادکست کار نکن

سه تا کتاب راجب شغل مورد علاقه خوندم ولی اپیزودای کار نکن خیلییی بیشتر کمکم کرد

انگار همه چی یه لایه شفاف میشه

دو سه تا چنل دیگه هم پیدا کردم چند تا امیزود رندومم گوش دادم

یکی از چنلا گزینه ۵ بود اونم بد نبود ولی اوتقد برای من کمک کننده نبود

رزومه هئیت علمی فیزیو و دندا های دانشگاهای مختلفو چک میکنم

نود درصدشون لینکدین ندارن یا لینکدینشون خالیه

مثلا یه ذره بد نیس یه هیئت علمی دانشگاه تهران با ۷۰ تا مقاله لینکدین نداشته باشه؟

اینستاشونو چک نکردم چون فک کردم قطعا اونا الویتشون اکانت لینکدینشونه تا اینستا ولی مثه اینکه نبود

و جمعبندی خودم؟ فیزیو برام بهترینه شاید کلا هیچ پزشکی نزنم تو انتخاب رشته

نمیدونم هنوز راجبش مطمئن نیستم

ارامش قبل طوفان

قشنگگ بوی آرامش طوفانه

انتخاب رشته از رگ گردن به ما نزدیک تر است

خود واقعیم میخواد فیزیو قبول شم

خود فیکم میخواد پزشکی قبول شم

بله تو دوباره تا صبح بیدار میمونی

ولی نه برای امتحان ریاضی برای تمرین لکچر زبانت

و خوش میگذره

انتخاب رشته

بابااا تازه خبر اومده ده روز دیگه نتابج میاد اگه مشکلی نباشه:)))

خستم ازتون. از راننده اسنپ تا سوپری کنار خونمون به من نصیحت برای انتخاب رشته میکنن

فامیل دوست آشنا همههه

دوس دارم اینو ها ینی به چشمم چیز خوبیه ولی خسته شدم

من الویتامو انتخاب کردم و وقتی به یکی میگم شروع به اینکه منو به شک بندازه

میدونستی چهار ساعت راهه؟؟ ترمیناا شبا خطرناکههه

خوابگاه دستشچییاتون مشترکه هااا

یکی میگفت پسرای اونجا بی حیانا:)))))

رشترو واقعاا دوست داری یا بخاطر پولش؟

دانشگاه خوب برای چی همس انلاینه که

اینا که غره

همچنان ترجیح میدم نظراتو بدونم کلا

ولب دیگه خیلی داره طولانی میشه تموم شو لطفا

اول مهر

اولین اول مهری که مدرسه نداشتم

ادما میگن دلشون برای مدرسه تنگ شده ولی من ذره ای چیزی حس نمیکنم:))

صبح رفتم جلسه اول کلاس زبان خوب نسبتا ولی خیلیم راضی نبودم

بعدش رفتم اولین جلسه باسگاه جدید برقم رفت تا وارد شدم:)) ولی خیلی خوب بود

چقد من دوست دارم ورزسو وقتیم جو باسگاه صمیمیه که مه هیچی دیگه

با دو نفر آشنا شدم هم سن و سالهای خودم

یکیشون والیبالیست بود با یه بدن کاملاا والیبالی میگفت قیافم براش اسناست و توی قلمچی دیده منو

تربیت بدنی میخوند سال اول

یکی دیگه هم همسن خودم بود

خوسم اومد ازشون این روحیه مشتی ورزشکاری رو دوست دارم:))

با اینکه بخاطر گرما و اینکه هیچی نخورده بودم و کم خونی فشارم افتاد اما قبل اون تمرینام خیلی خوب بود

بعدم رفتم کلاس رانندگی که اونم خوب بود و همچنان هیچی نخورده بودم

رسیدم خونه فقط غذا خوردمو خوابیدم همین بعدم قسمت جدید تد لسو

و چقد خوسحالم که مدرسه نرفتم

چقد از بچه های کوچیک با ادب خوشم میاد