خوای دیدم وسط کنکورمو هیچی ریاضی بلد نیستم:)))
لیست کلی تابستون
- انتخاب رشته ( کتاب و یوتیوب و تستای شخصیت)
- تعیین سطح زبان
- شروع کردن کلاسای ایلتس
- ثبت نام راندگیو کلاساش
- Snpe تو خونه شب
- نیکول ظهرا تو خونه
- تکواندو
- تنیس
- شنا تفریحی فعلا
- اصلاحی و بعدش وزنه
- کم کردن وزن اول پونزده کیلو و بعدش عضله سازی
- یاد گرفتن حداقل پنج تا غذا
- کلاس طراحی
- بیروگ رفتگ و عشق و حال
- دو رو شروع کن توروخدا تهش سگا میخورتمون
اخر سفر
سفر تموم شد تو ماشینمو دارم برمیگردم
تا اخر عمرم یادم نمیره این سفرو تنها چیزی که میتونن بگم اینه که دمت گرم واقعا گاهی رفتاراتانقد کامله که تو دلم میخوام بلند شم دست بزنم برات
مینویسم شاید فردا از سفرم اما الان فقط گات و لذت بردن ازش
یه پلی لیست جاده شمال توی اسپتیفای پیدا کردم ده از دهه واقعااا درود بر اهنگای ایرانی قدیمی
برای بار هزارم فهمیدم تاثیر فیلم و اهنگ روی من بیشتر بقیست
تو پلی لیسته کلا دو تا اهنگ داریوش بود و من با شنیدن هموت دوتا ده دقیقه گریه کردم
زندگی هیجانانگیزهاینجاهاش لذت ببر ازش
الانم مرجان پلیه حتی اونم هیجان انگیزه
داییم کل سفر صدام میکرد اس پیک:))) کاش هیچوقت رابطم باهاشون کم نشه
نمرات
روز خیلییی جالبی بود فردا بیشتر راجبش مینویسم
چقد لاکام خوشگله چقد زندگی بدون کنکور رنگیه
نتایج اونده. سایت باز نمیشه
میرم کومان میبینم
فال حافظ
فلل ۴۹
مناسب بحثمونم بود
روضه خلد برين خلوت درويشان است
گنج عزلت که طلسمات عجايب دارد
قصر فردوس که رضوانش به دربانی رفت
آن چه زر میشود از پرتو آن قلب سياه
آن که پيشش بنهد تاج تکبر خورشيد
دولتی را که نباشد غم از آسيب زوال
خسروان قبله حاجات جهانند ولی
روی مقصود که شاهان به دعا میطلبند
از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی
ای توانگر مفروش اين همه نخوت که تو را
گنج قارون که فرو میشود از قهر هنوز
من غلام نظر آصف عهدم کو را
حافظ ار آب حيات ازلی میخواهی
مايه محتشمی خدمت درويشان است
فتح آن در نظر رحمت درويشان است
منظری از چمن نزهت درويشان است
کيمياييست که در صحبت درويشان است
کبرياييست که در حشمت درويشان است
بی تکلف بشنو دولت درويشان است
سببش بندگی حضرت درويشان است
مظهرش آينه طلعت درويشان است
از ازل تا به ابد فرصت درويشان است
سر و زر در کنف همت درويشان است
خوانده باشی که هم از غيرت درويشان است
صورت خواجگی و سيرت درويشان است
منبعش خاک در خلوت درويشان است
چقدم غزل قشنگیه اما بنظر نمیرسه برای اینه که درویشا درویش بمونن وفک نکنن قدرت مندا حقشونوخوردندر صورتیکهواقعا خوردن؟
یا واقعا درویش برندس؟ بالای هرم باشی با مغز الوده وسط هرمباشی با مغز نسبتا تمیز؟
الان
الان همه خوابن وسط تو تراسم و وسط جنگل هوا یکم مهی و شرجیه و ابریه و باد کمی میاد
صدای پیچیدن باد تو درختاوصدای پرنده ها و صدای یا خروس و جیجیجیرک میشنوم با صدای ناخنای قشنگم موقع تایپ
یه ذرهه سرده اما حز اون دلم بهتره و کلا حالم خوبه
زندگی همینه دیگه؟ دقیقا همین لحظست.به مسیر گذشته وابنده فک مبکنمو جفتش مبهمه
شاید هند زندگی بین این همه ابهاماته؟
نمیخوام بمونم میخوام برمو تجربه کسب کنمو برکردم
میخوام ۲۵ سالگیم خاطرات سفر اروپامو نوشته باشم
ولی همزمان میخوام از خاتوادم لذت ببرم مگه چقد خدا بهمون تایم میده؟
زندگی جالبه و همه چی یهروزی تموم میشه حتی همون چیزی که فک میکنی مردابیه که تا اخر عمرت قرارع ببلعدت
شمال
دیروز ظهر رسیدیم هواگرم و شرجی بود و واقعااا ممیشد نفس کشید
من همیشه خودمو تو یه شهر کنار داریا تصور میکنم اما چجوری نفس میکشید:)))))
فک کنم عادت کنه ادم ولی منی که تو بیایبون بزرگ شدم واقعا نمیتونمش
ظهر رسیدیم و ویلا خیلییییی قشنگههه منطقشم خیلییی قشنگه
قشنگ معلومه صاحب ویلاعه یه قاضی رانتیه که مجوز گرفته وسط جنگل ویلا چهار طبقه و استخر سرباز بسازه
خلاصه رسیدیمو اولین نفر ما رسیدیم و برق نبودد:)) چهار و ده دقیقه رسیدیم و چهار برق رفت...
بعدم بقیه کمکم رسیدن و مام رفتیم اتاق برداشتیم
طبقه اخر اخر چیز خاصی نداره و به روف و استخر راه داره
طبقه سوم سه تا اتاقه و یه مبل تخت شو که برای منه
بعد نهار خوردیمو برق اومد و ما رفتیم تو اب و بعدشم شامو مافیا:))
من وقتی شهرم خیلی خوب بازی میکنم حس ششم قویه و خوب تشخیص میدمو استدلال میارم
اما وقتی مافیام.. در چند دقیقا اول لو میرم حالابعدا راجبش فکر میکنم چرا چطوری میتونم بهتر مافیا باشم
امابعدش دعوا سنگینن با س داشتیم رسما همو میخوردیمو داددد که اخرش بزرگترا عصبی شدنو جدانون کردن
جالب نبود که یه ادم ۱۸ و ۲۵ ساله نیاز داشته باشن کسی جداشون کنه
ولی دیت بعدی بهتر بحث کردیم که خب اونم دلیل داشت اما من قرار نیست بگم
تا چهار اینا بیدار بودمو بعد خوابیدم
چیه ای پی ام اس جدی چه بلایی سر بدنو اخلاق و تمام سیستمای بدن میاره واقعا یه بچه ارزششو نداره:))))
فرداش کلا با یکم مود بد بیدار شدم جامم راحت نبود ولی ت اومد پیشمو یه ساعتم با اون خوابیدمو حرف زدم
وقتی از خانوادت با خصوص از بچه ها خاله و دایی دوری حس میکنی کاری کهباید میکردیو در قبال کوچیکترو نکردی
مثلا من واقعااا دلم میخواست دختر داییم نزدیکم میبود که بتونم بیشتر باهاش حرف بزنم و وقت بگذرونمو همون یه ساعت ظهر کلی برام جالب بود
کلا گاهی دلم برای بچه خودم میسوزه درسته واقعا پنج ششسال یه بار همه دور همدور از کار و زندگی جمع میشیم ولی همون غنیمتههه
اینکه من میدونم اقا چند نفر هستن که من اگه به مشکل خوردم میتونم روشون حساب کنم خودش خیلی خوبه
دقیقا دلیلیه که من اگه بچه دار شم قطعا دوتاس
چون تا همینجا هم برادر داشتن ارزششو داشت همونطور که برای مامانم داشت
صبحمرفتیم پایین صبحونهخوردیمدوتایی و مثه ببر خوابیدیم مردا رفتن تو استخر و من لباس خوب پیدا نکردم و واقعااا دلم میخواستبرم
اما هر چی تیشرت بود حیف بود برای استخر و منم هر لحظه ممکن بود پریود شم
خلاصهاونجابود که بعد سالها گفتم کاش پسر میبودم و چون پی اماسبود، و الصابم خورد بود نشستم گریه کردم
با اینکه خب دعام اشتباه بود منتصمیم گرفتم که مراعات اون یه نفر نامحرمیو بکنم که مذهبیه و احترامبذارمبهش چونشخص قابل احترامیه برام
وگرمه میتونستم با مایو خودم برم و کسی بهم هیچی نگه
رفتم خوابیدم حقیقتااینا برگشتن و نهار چنجه درست کردنوخوردن و من هنوز خواب بودم چون رحم و رودمداشت یکی میشد و حتی نمیتونستم رو پام وایسم
بعد اماده شدیمو رفتیم یه کافه رستوران ازینا لانژا
لانژای شهر ما بخاطر موسیقیو قلیون هرررروز خدا پلمپ میشن و اینجا موسیقی که هیچی کوکتل تو منو سرو میکردم و معلوم بود همه حالت مستیو دارن
اینکه به فلصله چند ساعت از خونت میبینی خب مشروب خوردن اونقد کار بدی نیست اینچا کسی برای کسی حرف در نمیاره پنهونش نمیکنن و لکه ننگ تو خاندان نیستو
هر کس مشروب میخوره بدبخت نمیشه باعث میشه شک کنم
به اینکه تو واقعا برای سلامتی یکی دوبار بیشتر نخوردی اونم ته لیوان یا وقتی میترسی بخوریو عذاب وجدان بگیریو دوباره یادت بیاد به اخوند درونی در حال سانسور کردنته که بهای زندگی تو اون شهره؟
نمیدونم در جریان اخوند درونم هستمولی گاهی میخوام از لجایناخوند درونه کاراییو بکنم که اگه اخوند درون وجود نداشت واقعا نمیکردم
خلاصه خیلی تجربه جالبی بود اینجا انگار یکی میگفت ببین اینا ادمای عادین از جامعه و خانواده طرد نشدن شیطان نیستن و تو جوب نمیخوابن
ببین مامانباباتم اینارو میدونن و اونا برای محافظت از تو تابو کردنبرات( چه روش اشتباهی )
بابابزرگم گفت تپل شدی خوشگلترشدیو فلان و میگفت معلومه درس نخوندی که تپل شدی:))
یکی دیگم میگفت هرسال میگن ازمون سختبود که بهونه بیارن برای قبول نشدن:)) چه ربطی داره؟
کلا بامزس دیدگاه ادمایی که تا حالاتو فضای کنکور ودرس نبودن معمولانم که سنای بالاترن
رسیدیم خونه و دوباره بساط مافیا وبعدشم واقعااا نمیدونم چجوری گذشت که صبح شد
حرف زدیم باهمراجب کنکور و رشته وزندگیو قانون جنکل و کارما و فلانو یهو دیدمهوا داره روشن میشه
تلگراممو پاک کردم جهت ارامشو لذت بردن بیشتر از زمان
چالوسیم الان
اینکه هورمونا اتقد راحت میتونن تورو رو انگشت بچرخونن خیلی مسخره نیست؟
مو و ناخن
فصل دو و شروع کردم
رفتم ناخنم گذاشتم واقعا شمالی ترین ناخن دنیا شد
تا حالا انقد بلند نذاشتم خیلیییی قشنگ شد
رفتم موهامم کوتاه کردم که اصلاا نشد اون چیزی که میخوام زشت نیست ولی مدلش فرق داره اصلا
بهشم گفتم و معذرت خواهی کرد
بقیا میگن خوبه ولی من مدل خودمو میخواستم
حالا پیش میاد
راجب دعوای دیشبم پیام دادم ب ف که حلش کنیم
دوستیم برام ارزشمنده و من قدممو برای نشون دادنش برداشتم و اگه اون بر نداره دیگه جواب واضحه
باید برم ساکامو جمع کنم
آدما
اینکه ادما با اونایی که ضعیف ترن نااخداگاه بیشتر توجه میکنن و مهربون ترن
و در قبال اونکه قوی تره احساس ترس میکنن و گارد میگیرن چیه؟
ینی حس میکنم دومی رقیبشونه؟ و به اولی با ترحمن؟
ینی اگه یکی عزت نفسشو گند بزنه توش و همیشه خودشو ضعیف نشون بده و یجوری نشون بده که نیازمند نجات بقیس ادما بهش بیشتر کمک میکنن تا کسی که عزت نفس داره و حداقل وانمود میکنه که قویه؟
ولی قطعا عزت نفسه میارزه ادما بدون عزت نفس هیچی ندارن تو زندگیشون
گات
اگه اریا بمیره من ناراحت ترین ادم جهان میشم
گات
حقیقتا نمیدونم متوجهین یا نه ولی من یکم خشونت گاتو نمیتونم:))
زن تو رزمی کار بودی دماغ شکوندی بار ها
روحیه لطیف از کجا اومد:))
هنوز زوده برای خوندن کتابا و یوتیوبای انتخاب رشته فک کنم
BTTM رو شروع میکنم امروز
راستی اسم و مشخصات وبلاگم عوض کردم
چون همونطور که ،فته یودم نه من کنکوریم نه الان دیگه شش ماه اخره
مهاجرت و ویلا
خلاصه میگم چون واقعا خستم
دیشب خیلبب بد خوابم برد ساعت یک و دو برقا سروع کردم هر دو ثانیه یه بار رفتنو اومدن:))) جدی مملکتو توورخدا :))
دو سابت این داستان ادامه داست و برای کل منطقه بود تا تموم شد و تونستین کولر روشن کنیم
مورد حمله مورچه ها قرار گرفتم :))
یکم بهتر شدم و خوابیدم ساعت چهار اینا
صبح ن دیده بود که جلوی کولر خوابیدم بیدارم کرد جاشو باهام عوض کردم که اگه نمیکرد واقعا یه چیزیم میشد
جام که عوض شد تازه یکم خوب خوابیدم
دیگه نه و ده بیدار شدیمو بچه ها صبحانه درست کردنو چاییی
بعدم کومان دیدیم و دوباره خوابیدیم تا دو اینا چون واقعا نیاز داشتیم که استراحت کنیم
تو همین حینم من خوب شدم
دو برق رفت و رفتیم تو اب دوباره تا چهار و نیم پنج که برق اومد
بعدم گشنههه و از اسنپ فود یه جا پیدا کردیم که باز بود و سفارش دادیم پیتزا و اومد و کلیش اضافه اومد
بعدم کم دوباره ایتراحت و کمکم جمع کردیم و برگشتیم
خیلی خیلی خوش گذشت و این دو روز جزو بهترین و جالب ترین و خاطره انگیز ترینا باقی میمونه و واقعا هات گرلز سامر:))
تو راه برگشت یاو بی دلیل استرس گرفتم دیدم سنجش کلید گذاشته من حتی چکم نکردم اما خبرشم برای استرس دادن کافی بود
دوباره یادم اومد بچه ها ،فتن دلار شده دویست
دوستم که انلاین ساپ داره گفته انروز رفتم لباس پاییزی بخرم و بارونی که سال پیش دو تومن عمده خریدم امسال هفت تومن عمده بهم قیمک دادن
یهو یادم افتاد واقعا میارزه؟ تو کشوری که هر کسی که دنبال پول حلاله تحت فشار قرار میگیره تو چرا موندی؟
چرا نگرانی نکنه کنکورو خراب کرده باشی؟ با چرا نگرانی که کنکورو خوب داده باشیو مجبورت کنن بمونی:)))
چجوری تو عرض ده دقیقه تو هر دوتا نگرانیو تجربه میکنی؟
چرا دوست من که امریکاس با یه شغل کارمندی معمولی سالی دو بار رو حتما اروپا یا ژاپنی چیزی میره
بعد ادما اینجا با روزی دوازده ساعت کار کردن سالی دو تا شمال اونم با اما و اگر؟
برای انتخاب رشته با چند نفر حرف زدم
یه پزشک عمومی خانم گفت کسایی هستن که حتی یه روز کشیک اورژانسو تا ده تومنم میگیرن اما با پارتی سنگین
عدد واقعی که خیلی کمه و برای اورژانس اصلا نمیارزه
دوباره رسیدیم به پارتی.. ادما برای گرفتن حقای معمولی نیاز دارن نا حقی کنن نسبت به بقیه
خب این فایدش چیه؟ این پول که بازم پول درستی نیست ( نه اینکه بگم حقشون نیستا )
بازم رسیدم به اینکه تو این مملکت پول درستی وجود نداره یا باید با بی پولی و سنگین کار کردن کنار بیای
یا باید سنگین کار کنیو حق یه سری دیگرو بخوری تا خودت به حقت برسی و یه چیز کمی بهت برسه
اگه یه دلیل اصلی وجود داشته باشه برای مهاجرتم همینه
واقعا بنظرم هر کس الان میتونه بره بااید بره اگرم نمیره کار اینترنشنال پیدا کنه
حالا بگذریم از این کم کم رسیدیم به خونه و من همینجوریش از استرس دلم درد گرفته بود و پوست لبمو میکندم
رسیدم خونه دیدم فضای خونم ملتهبه
هنوزم سر همون خونه و مستاجرو فلان
استرسم دو برابر شد.
بعد که یکم همه چی اروم شد اوندم تو اتاقو چراغو خاموش کردمو دارم اینو مینویسمو اروم چند تا اشکم میادو دلیلیم براش ندارم
چرا برای جوون ایرانی تو این نسل انقد همه راها بستست و سخته؟
یه کار بهم پیشنهاد شد فروشندگی هفت ساعت تو روز ماهی ده تومن:)))))))
حتی با پیشنهادشم تنو بدنم یخ کرد
یعنی تو هفت ساعت تو روز و ۲۵ روز ماه کار میکنی تا با پولش یه بارونی جنس اشغال بخری؟
یک شهریور
اول اخزشو اسپویل کنم
الان با تب زیاددد و بدن درد سنگین و گلو درد سنگین تر تو اتاق جدا از دوستام خوابیدم
صبح نه رفتم حمام و وسیالو اماده کردم برای رفتن
ساعت یازده دوازده با مامانمو داداشم رفتین دنبال نون و بعدش رفتیم وگه س که همه جمع بودن
بعدم رفتیم ویلا
یکم استراحت کردیم و رقصیدیم و هفت خبیث بازی کردیم و بابای س بنده خدا جوجه درست کرددتو اوت گرما
ساعت دو برق رفت و سریع جوجه رو زدیم و رفتیم تو استخر
خدااا با اینکه استخر صبیهوحوزه ماهیگیری بود اما خیلییی توش گذشت
تا چهار و نیم اینا تو اسخر یودیم
صدای چندتا مرد اومد و گرخیدیم کاشقپف به عمل اومد اومدن برای پمپ اب بالا پشت بوم:)))
مرده بالای پشت بوم و نن اومدم بیرون سریع که ببینم چخبره و دیدم یارو کلشو اورده بیرونو یه نگاه ریزی کرد
شروع کردم داد و بیداد و خلاصه تموم شد
بعدش بازم موندیمو فهمیدیم حمام خرابه... خلا۱ه همونجا حمام سریع رفتیمو اومدیم تو خونه
یکم خواب و فیلم پشیمانی من؟ یا تو؟ یه همچین چزی دیدیم ازرمان کالین هوور بود که نمیدونم دیگه رومنس ابکی
شروع کردم به گلو دید و قرص خوردم بعدش رفتیم شام خوردیم و س خوراک درست کرد و خوردیم
بعدش باباش اومد و قلیون درست کرد من از مامانم اجاز کامل گرفتم:)))
خلاصه شروع کردیم دوباره هفت خبیث و تعریف خاطره و تخنه اونم بیرون تو هوای ده از ده
و حال من هر لحظه بدتر میشد
دیپ تاکایی که با دوستام دارم>>>>
حقیقتا ننیدونن شانسه یا چی که تو محیط فوق سمیه سمپاد پیداشون کردم
بعدمدیگه الان دوباره قرص خوردمو اونا تو هالن و من تو اتاق
تو استخر افتخار کردم به خودم زیاد برای دووم اوردن تو شرایط دهن سرویس
امیدوارم سرما خوردگیم طولانی نشه چون برنامه هام فشردس
زندگیبعد کنکور یه لذت دیکه داره. مطمئن باشید