امروز

من اموز پنج بیدار شدم ولی وتی از زیر پتو اومدم بیرون اینجوی بودم که؟؟؟

خیلییی سرد بودددد خلاصه کولرو خاموش کردم برگستم زیر پتو گفتم یه ذره هوا گر تر شد میام برون و بعله احتمالا حدس میزنید بعدش چه اتفاقی افتاد

خلاصه ۶ و نیم شروع کردم

ولی چون من تسلیم شیطان درونم میرم خونه دوستم و تیرامیسو خواهم خورد و خواهم رقصید

تا الان درس خوندم شش هفت ساعت و سه چهار ساعت دیگم میخونمو میرم

درود بر رقص و تیرامیسو خوشمزه

۶۰ روز تا کنکور

اجازه بدین دو ماهو دوباره روزشماری بکنم

دو ماه تا ازاادییی دو ماه تا گات دیدن دو ماه تا شنا دو ماه تا باشگاه دو ماه تا دوییدن

دو ماه تا تکواندو دو ماه تا مدرک غریق نجاتی و مربیگری ( بیشتر دوماه ولی خب)

دو ماه تا کلاس طراحیی دو ماه تا کتابای مبتذل تینیجری

دو ماه تا یه سفر سنگین با دوستام دوماه تا کم کردن وزن شاید

دوماه تا بیدون استرس زیاد خوابیدن دوماه تا ظهر بیدار شدن دوماه تا کتابای غیر درسی جالب

دو ماه تا کلی سریال جدید دیدن دوماه تا بدگشت یه ساز ( شااید)

دوماه تا پاره کردن کتابام دو ماه تا فروختن میز مطالعم و جاگزین کردنش با میز ارایص

دو ماه تا شاید تتو زدن

دوماه تا ماشیننن چجوری ماشینو گواهینامه یادم نبوددد دو ماه دور دور های خطرناکه بی هدف با اهنگ زیاددد

اخ قلبم

دو ماه دیگه این داستان تموم میشه

امروز

هفت ساعت خوندم امروز و تمومش میکنم

کم کاری کم کارییی نری تو بازیا

امروز خونه موندم و یادم اومد چرا زندانو به اینجا ترجیح میدم

اینجا مگه میشه درس خوند:))) چجوری جدی شیش ماه من اینجا درس خونوم؟

خلاصهه میخوام یه حرکتی بزنم و پنج صبح شروع کنم درس خوندن که ده بخوابم

چون شبا نه بیام از پانسیون بعد خیلیییی ترکیدم دو سه ساعت اخر بازدهیم زیر ۳۰ درصده برای همین صبح بخونم بهتره

فردا صبح بیدار میشم پنج اگه شدم از هشت تا نه و ده میرم خونه دوستم و یه ظرف خیلی بزرگ تیرامیسو میگیرم برای خودم و دوستم

اگه نشدم نمیرم:)

خلاصه فردا باید نه تا نهایی فیزیک حل کنم زیست فصل اخرو بخونم و سوالاشو حل کنم

و باقی مونده تحلیلو انجام بدم

نمیدونم جدی هر وقت ازمون بد میدم تحلیلشو شونصد سالللل طول میدم جمعش کن بره دیگه چقد لفتش میدی

میخواستم امروز البوم قبلی گریسی رو کامل گوش بدم ولی واقعاا نرسیدم اصا حوصلم نمیرسید به اهنگ جدید میخواستم در اهنگای قبلیم غرق شم

یه روزی بالاخره من یه قالب قشنگ میذارم رو وبم و اسمشو درست میکنم یه روزی..

خدایا ینی فردا به من یه تیرامیسو نمیرسه؟؟؟

امروز

تا الن نخوندم و خوابیدم

یازده دیشب تا یازده امروز خوابیدم و واقعا اثر داشت:))

درود بر خواب خوب و کامل

خلاصه یک شروع میکنم و تا دوازده سعیی میکنم ده ساعتو بخونم فک کنم بشه

امروز

فاجعه به تمام معنا

افتضاححح داد م ازمونو سخت بود ولی من خیلیی بد دادم

قشنگ تو لحن صدای بابام تحقیر و ناامیدی رو میفهمیدم:))))

داشت سر اون داد میزد ولی تو حرفاش نشونی منو میداد

مامانمم این وسط چیزی میگفت واقا انقد کار سختیه که مورد اعتماد باشید برای بچتون؟

تقصیر خودته که گفتی نگو وقتی هربار پشیمون میشی

چرا فک میکنن چیزی طلب دارن؟ بابای من دیگه میگه زیست چی داره که صد نمیزنی چهار تا شکله دیگه:))))

از نظر اون خودش خیلی خداست و من خیلی خنگم

الان دوباره با من بد میشه و ایگنور میکنه این یهدهفتهوخیلی خوب بود

نمیدونم چی بهشون گذشته تو بچگی که طرز محبت کردنشون باج گیریه اونم در رابطه با کنکور:)))

اگه دلت میخواد بهت محبت کنیم ازمون خوب بده.

متوجهم کاملا دلشون میخواد بچشونو موفق ببینن و فلان

اما واقعا انقد رو خودشون کنترل ندارن؟ انقد بلد نیستن؟

با اینکه الان دارم گریه میکنم ولی خوشحالم که من میدونم میدونم مشکل از من نیست و مشکل از اوناس

وقتی توی یه هفته هزار و پونصد تا کاهش تراز داری ینی مشکل از سطح علمیت نبوده یا کمکاری نکردی

اما راجب محبت شرطیشون نمیدونم چی بگم واقعا کاش انقد صفر و صدی نباشن دلم میسوزه براشون

اونقد چیز بزرگی نیست ولی تنها سوال من اینه این خانواده ارزش داره اصا؟ نود درصد اوقات فک میکنم داره ولی اون ده درصد خیلی ترسناکه

خلاصه هم تنبل شدم هم بی ادب هم بد اخلاق هم خنگ در عرض دو ساعت در صورتی که قبلش دقیقا برعکسش بودم

میگن بی ادبی ولی من اگه جوابشونو ندم هر چقدررر میخوان تحقیر میکنن دقیقا مثه اون پس خداروشکر که بی ادبم

حالا مووان کنیم از رفتار های تاکسیک خانواده و ببینم چرا ازمونو بد دادم

سر ازمون یه ذرهههه هم تمرکز ندارم دقیقا از هفته پیش و اون جریانا شروع شد ولی الان خیلیییی بدار۶ ینی من رسما وسط ازمون به هرچیزی فک میکنم جز سوال

خیلی جیز عجیب و تازه و ترسناکیه چون تا حالا اینجوری نبوده

حالا یا بخاطر این داستاناس که ذهنمو مشغول کرده با چون ازمونای اصلی مشاورمو خوب دادم و یه ذره خیالم راحت شده دیگه اونقد جدی نمیکیرم قلمچیو مازو

و ناخوداگاه شل میکنم یا بخاطر اینم ممکن باشه که خب الان کلا نهایی دارم میخونم اینم بی ارزش ترش میکنه

میدونم روز سختیه امروز اما تو کل این هفته که دعا میکردم خدا بهش کمک کنه امروز کمک کرد ترازش خیلیی بهتر منه و چون ازمون سخت بود واقعااا خداست و ووقعا خوش‌حالم براش

و برای خودمم خوشحالم که امروز رفتاریو داشتم که قبلا نداشتم و رفتار درستی بود

به هر حال من اعتماد دارم به خودم و میدونم حل میشه داری زحمت میکشی دیگه چرا حل نشه؟

ازون روزای مسخره کنکوری بودن که قطعا دلم براش تنگ نمیشه

امروز

میخوام برم خونههه

همیشه در اتاق من بازه چون احساس زندانی بودن بهم میده

اما پانسیون عملا زندانه:))) چند تا همبندیم داری تازه

میتونم بهش خوب نگاه کنم ولی الان نمیخوام میدونم چرا کلافم

دیروز گفتم به خواب عمیق نیاز دارم و خوابی که دیشب کردم هر چی بود بجز عمیق

صبح انگار از جنگ برگشته بودم و از صبح مونده روم

مامانم همین الان پیام داد که ۹ میایم دنبالت :))) عاشقتم واقعا

ده ساعت خوندم تا الان و تا ۱۲ به ۱۲ ساعت میرسونمش و میخوابم چون فردا ازمون دارم

و امروز بر خلاف چیزی که انتظار داشتم ۹ تا نهایی ریاضی حل کردم و دو سه تا دیگم میدم

واقعااا فک نمیکردم بشینم پای نهایی تخصصی و فک کنم اگه خونه بودم نمیشستم

قدرت زندان واقعا

وقتی میگم زندان شای فک کنید دارم اگزجره میکنم ولی باور کنید حتی معماری ساختموناشم شییه زندانه یا تیمارستان

شونصد ساله میخوام برم چیزی بخرم و نرفت

تهش یادت نره زندگی

یادت نره زنده ای

ادامه روز

۱۳ ساعت و خستگی خیلی خیلی زیاد

یه خواب خیلی عمیق و طولانی نیاز دارم ولی صبح زودتر باید پاشم برم حمام

خستههههه حتی دستمم درد گرفته انقد نوشتم

مریضیم خوب شده تقریبا خداروشکرررر مامانم که مسخره میکنه میگه اصا مریض نبودی:)) من هنوز سرفه میکنمم

افرا میشه کمکش کنی؟ یا میشه به من کمک کنی که کمکش کنم؟ من واقعا نمیتونم هر شب بیام خونه و این شکلی ببینمش و فقط رد شم

چی بگم واقعا

امروز

خوب خوندم خداروشکر

داشتم وب چند تا دکترو نگاه میکردمو و وای من چقد نمیخوام پزشک شم

حتی فکر کردن به شیفت شب برام ترسناکه

دلم نمیخواد چهل سالم شد مسئولیت جون ادما گردنم باشه

وقت فک کردن به این چیزا نیست برو ریاضیتو بخون کنکوری بدبخت

گفتی اینطور نمیمونه

ﮔﻔﺘﻢ اﻳﻦ ﺳﺮﻣﺎ ﮔﻔﺘﻢ اﻳﻦ ﺳﺎل

ﮔﻔﺘﻢ اﻳﻦ روزﻫﺎ ﮔﻔﺘﻢ ﺧﻴﺎل

ﮔﻔﺘﻢ اﻳﻦ ﺑﺎر اﻳﻦ آوار

ﮔﻔﺘﻢ اﻳﻦ ﺧﺎک ﮔﻔﺘﻢ اﻳﻦ ﺧﻮﻧﻪ

ﮔﻔﺘﻰ اﻳﻨﻄﻮر ﻧﻤﻴﻤﻮﻧﻪ

اﻳﻦ زﻣﻴﻦ ﺑﺎﻏﻰ ﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮگ ﻫﺎﻳﺶ ﻳﮏ ﺑﻪ ﻳﮏ ﻣﻴﺮﻳﺰد

اﻳﻦ زﻣﻴﻦ ﻣﺎدری ﺳﺖ ﻛﻪ از داﻣﻨﺶ ﺳﺘﺎره ﺑﺮ ﻣﻴﺨﺰد

ﮔﻔﺘﻢ اﻳﻦ ﺷﻬﺮ ﮔﻔﺘﻢ اﻳﻦ ﻛﻮﭼﻪ ﻣﺜﻞ ﻓﺮﻳﺎد ﻣﻴﻤﻮﻧﻪ

ﮔﻔﺘﻢ اﻳﻦ زن ﮔﻔﺘﻢ آن ﭘﻴﺮﻣﺮد

ﮔﻔﺘﻢ اﻳﻦ ﺧﻮﻧﻪ

ﮔﻔﺘﻰ اﻳﻨﻄﻮر ﻧﻤﻴﻤﻮﻧﻪ

روی اﻳﻦ آﺳﻤﻮن اﺑﺮ ﻫﺴﺖ ﺑﺎروﻧﻰ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﺎدی ﻧﻴﺴﺖ

ﺗﻮی اﻳﻦ ﺷﻬﺮ ﻫﺎ و ﺧﻮﻧﻪ ﻫﻴﭻ ﭼﻴﺰ ﻋﺎدی ﻧﻴﺴﺖ

ﮔﻔﺘﻢ ای ﻣﻄﺮﺑﺎن ﻛﻰ از ﺳﺤﺮ آواز ﻣﻴﺨﻮﻧﻪ

ﮔﻔﺘﻢ ای ﻋﺎﺷﻘﺎن ﮔﻠﮕﻮن ﻛﻨﻴﺪ ﮔﻠﮕﻮن ﻛﻨﻴﺪ اﻳﻦ ﺧﻮﻧﻪ

(ﮔﻔﺘﻰ اﻳﻨﻄﻮر ﻧﻤﻴﻤﻮﻧﻪ)

امروز

خوابم نبرده امروز یکم مریض شده بودم و قرص خوردم سه چهار ساعت خوابیدم

۱۰ ساعت خوندم

کاش بیشتر بود واقعا و کااشش صبح که بیدار میشم دیگه مریض نباشم

ادامه امروز

اقااا من کلا شش ساعت خوندم خب؟ نه تا امتحان فارسی دادم و راضی از خودم و دنیا

کلاس شیمی رفتم و یه سوال خیلی سخت حل کردمو خر ذوق شدم

میدونم ساعت مطالعم کم بودد امااا خیلی خیلی خوشحالم و سطح رضایت از زندگیم بالاس:)))

فردام خیلی سبز جامع میزنم و زیست میخونم.

چند تا کامنت خیلیی ناازز گرفتمم واقعاا من بچه های اینجارو دوست دارم:))

واقعا درود بر دخترای جالب و قوی و همه فن های گیلمور گرلز

البوم الویام دیروز تموم شد و اجاز بدین بگم که کاملا الیویایی بود هفت یا شش از ده

ترکای مورد علاقمم همون stupid song و شاید less باشه drop dead هم خب قبلا گوش داده بودم ولی اونم دوست دارم

خدایا شکرت برای اسپتیفای و پینترست بدون فیلتر ( بله واقعا پینترست من با نت مخابرات فیلتر نیست ولی با بقیه نتا هست)

من off compus رو تو قطعیا دیدم الان دیدم مثه the summer i turned pretty ترکیده تو دنیا و کل تیکتاکم از مصاحبه های ایناس:))

بعد رمانشو پیدا کردم و بعد کنکور اول better than the movies و بعد اینو میخونم باشه اینجا که یادم نره

دیگه واقعا اگه تو این سنا سریالا و کتابای مبتذل و تینیجری نبینیم پس کی ببینیم؟

بخوابیم که فردا ساعت مطالعم بالا نباشه مثه امروز راحت باهاش کنار نمیام

امروز

مشاوره بودم و راضی بود

دم شوما گرم.

نشستم تو پانسیون و به برگه های اشغال فارسی که قراره حل کنم نگاه میکنم

ایا یه نعدل بالا ۱۹.۵ نهایی نصیب ما میشود؟ خواهیم دید

اینام که مذاکره کردن فک کن هم رهبرت بمیره هم گرونیش با تو برسه هم نود درصد فرمانده ها ترور شن هم زیر ساختاتو بزنن هم سه ماه تو خیابون هر شب ضجه برنی برای انتقام

اخرش مذاکره کنن😂😂😂😂والا من اگه عرزشی بودم الان تو صف اول اعتراض نسبت به جمهوری اسلامی بودم:))

بهت افتخار میکنم زن از ته ته قلبم

به چیزای خوب فک کن

به چیزای خوب فکر کن

اگه دستمون بستست دلمون شکستست این روزا

به چیزای خوب فکر کن

اگه راهی نمونده تکیه گاهی نمونده تو دنیا

میگن آدم زود پیر میشه دلگیر میشه سیر میشه از دنیا

میگن فایده نداره این رسم روزگاره از در و دیوار میباره اینجا

ولی تو به چیزای خوب فکر کن که ما زنده ایم به امید

زنده ایم به رویا به فردا

به چیزای خوب فکر کن که چاره ای نداریم باید دووم بیاریم همینجا

امروز

تا الان ۱۰.۴۰ خوندم و یه ساعت و نیم دیگم میخونم

روز اول پانسیون بود و من واقعااا با پانسیون حال نمیکنم قشنگ تایم دیر میگذره حتی با البوم الیویا:)

با اینکه دوستامم هستن ولی فضای پانسیون خیلی غم انگیزه

ولی خب اگه تا خونه بودم امکان نداشت کل فارسیو تو یه روز بخونم

البوم الویام هناز تموم نشده چند تا ترکش مونده اما تا الان stupid song رو خیلی دوس داشتم

قشنگ وایب اون عاشق شدن تینیجری و دیوانه وارو میده همون اولای رابطه که همه چی گل و بلبله

مثه اینکه دوباره احتمال تعویقه و ما حالا حالا ها براشون دلقکیم

هنوز خیلی نگرانشم خیل زیاد کاش خودشو جمع و جور کنه

پانسیون کمی ناراحتم میکنه ولی خب شبش گیلمور گرلز جبرانش میکنه

دارم این روزا سینه خیز میرم خیلی دارم احساساتمو کنترل میکنم که تمرکزم خیلی نیاد پایین

دیروز

دیروز که قلمچیو تر زدم

ذره ای تمرکز نداشتم دفترچم شبیه دفتر نقاشیو تا دفترچه ازمون کلا این ازمونو حساب نمیکنیم:))

ازمون پنجشنبرو خوب داوموبسمه دیگه

از پیشرفتم خیل خیلی خشوحالم و خیل به خودم افتخار میکنم حقیقتا

از امروز میرم پانسیون و به ازای هر فصل فارسی یه ترک البوم جدید الیویارو گوش میدم

من الویارو خیلی دوسش ندارم کلا با کانسپت اهنگ های غمگین و راجب بدبختیام مشکل

چون خیلییی اهنگ رو من تاثیر میذاره و بعله وقتی اهنگرو گوش بدم اونموقع خودمم اون مشکلرو دارم

مثلا یادمه بپه بودم یاس یه اهنگ داشت نامه ای به فرزند راجب یه پدر بود که بچش گذاشته بودش تو خونه سالمندان

من فک میکردم من اکن مدرم و باهاش گریه میکردم:)))))

اما این البومه بعد کات با اون اقاست که خیلیییی بهم میومد و کاپل ۱۰/۱۰ بودن

و بیلیم تعریفشو شنیدم قبل انتشار اول چارت بوده هیجان دارم براش

دیروزم ادوارد دست قیچی دیدم و موهامو فر کردم که اخرش با یه موس همش صاف شد:)

رسی منتظر باش که دهنتو سرویس کنم

امروز

دست و پام داره میلرزه نمیخوام به بقیه جیزی بگم

دقیقا امروز که همه چی خوب بود؟:)

خدایا واقعا چرا داری منو با بزرگترین ضعف زندگیم رو به رو میکنی؟

بخدا حاضرم من پشت کنکور بمونم ولی قبول شه

حاضرم من همش گریه کنم ولی اون وقتی صحبت میکنه چشماش پر اشک نشه

من هیچوقت به کسی وابسته نشدم که این حسارو نداشته باشم

بعد تو این حسارو در قبال کسی بهم دادی که از روز اول زندگیم بهترین ادم زندگیمه؟

زیست

تنها باگ این روزا زیستیه که هنوز پنجاه مونده

الان دو سه هفتس که زیستای در سطح کنکورم پنجاه درصد میزنم

که خب مدیونی واقعا اگه کنکورتو زیر ۷۰ بزنی

تصمیم دارم هفته ای پنج تا جامع زیست بزنم ولی باید ببینم چطور میشه

امروز

اخرین ازمون مشاوره رم دادم

جزو بهترین ازمونایی بود که میدم و راضیم باریکلا:))

فردام قلمچی

از شنبه میرم پانسیون اتاقم واقعا شبیه زندان برام

این چند روز خیلی روحیم پایین بود ولی واقعا ازمون جبرانش کرد

صبحم دیر بیدار شدم ولی یه تاپ ورزشی مامانم گرفته بود نااززز بکلس صورتی خیلی خیلی خوشگل

خلاصه ازدن خیلی ذوق کردم واقعا روز جالبی بود

امروز

واقعا جلوی خودمو گرفتم نشینم گریه کنم

چجوری تراز ۱۳ هزار زیست ازمونای جامع عید میشن ۹ هزار؟:)

امروز تمرکزم بد بود به شدت انقد که خودم کلافه شدم و بیخیالش شدم

از هیچییی راضی نیستم نباید انقد تمرکزم بد باشه اونم ماهای اخر حتی سر ازمونن تمرکزم بده

پنجشنبه جمعه ازمون دارم واقعا حتی یه نتیجه بد دیگه نمیخوام

شصت درصد نهایی دوازدهم بهم استرس میده منی که تو همه نهاییا بیس پنج صدمو بی دقتی دارم

امیدوارم چایی بابونه و گیلمور گرلز حالم بهتر کنه

اگه نکرد فردا لاک جدید میگیرم و میزنمو موهامو فر میکنم

کنکور خر کیه واقعا

شیراز

دیروز کلا شش هفت ساعت خوندم سه ساعتم کلاس بودم

مثه هر وقتی که یه شب تا صبح بیدار میمونم و بعدش رسما بهم میریزم

اشکال نداره یکم استراحت کردم دیگه

دیروز دگم نباش دیدم و بهتری چیزی بود که توی یه ماه اخیر دیده بودممم

کاش شیرازی بودم حقیقتا

شیراز الویتم نیست ولی اگه شیراز قبول شم واقعا راضیم

از صبح شش ساعت خواندم و شش ساعتم دیشب

پنج ساعتم خوابیدم

شنیدم دوباره جنگ شده و فقط میتونم بگم من دیگه حتی نمیخوام یه روز از زندگیمو با کنکور هدر بدم

فکر ایمت و ایلتس امسالم به گور میبرم

تا صبح

بله کلا یه ساعت خوابیدم

و بله الان از کن خوابی قشنگ بهم ریختم

ولیییی پینترستم بدون فیلتر میاد بالااااا

واقعاااا اگه رفع فیلتر شده بلشه هیچی اندازه این خوشحالم نمیکرد هشت صبح

پ.ن: نشده:(

سخنی با جنابعالی

قشنگم تا این اشغالارو نخوندی نمیخوابی همینم هست که هست 🙏

آزمون بیشتر

دیروز اولین جامع ماز بود که بدد نبودد ولی ترازم اونقد خوب نشد جانعای پارسالشو در حد ۵۰۰ تا بهتر زده بودم

خلاصه امروزم گزینه دو هفته پیشو دادم که خب اسون بود و نزدیک کنکور

برای ازمون رفته بودم شرکت و وسط دفترچا ریاضی صدای سگ اومد و چون ریاضیشم اسون بود با تمام توان ده دقیقه اضافه اوردم و رفتم با کوکو بازی کنم

دیگه دلم نیومد ولش کنم دیدم هوا گرمه شروع کردم شستمش و فهمیدم کنه روی پوستشه خلاصه اونم درست کردیمو برگشتیم خونه و یه غذاای خوببب

واقعا خوشبختی واقعی غذای ده از دهه وقتی گشنته و بعدشم کومان و پشتشم نیکی دیدن بدون قطع شدن وی پی ان:))

واقعا یه پکیج کامل

از فردا بیشتر نهایی کار میکنم واقعا داره حالم بد نیشه اتقد فارسی خوندم با این حال هنوزم تو امتحانا غلط فارسیم تو بخش املاس:))

برم گزینه دو رو تحلیل کنم که دیرهه البته جمعس و دو روز پشت هم ازمون دادم پس اوکیه

ازمون سخت

یه ازمون خیلی سخت صبح دادم در حد زیست سی درصد:)))

سر ازمونم داشتم رد میدادم سر تحلیلیشم الان دارم رد میدم

یه گالون چایی گذاشتم کنارم ولی هر چی چایی میخورم تحلیلش اسون تر نمیشه

دوباره تاریخ نهاییو عوض کردن و کردن ۱۳ تیر

خردادیمو هنوز تاثیر یازدهم معلوم نیست

من نهاییو خیلی وقته بستم اما بازم اذیت کنندس این مسخره بازیا

یجوری رفتار میکنن انگار دشمناشونیم

کاش یادم نره که تو این مملکت خانواده ای تشکیل ندم

تا الان هشت ساعت خوندم یکم انرژیم افتاده برای همین دو ساعت دیگه بیشتر نمیخونم

بقیشو به مدیتیشن و اهنگ و کتاب میپردازم چون فردا ازمون دارم نباید با قلب سنگین بیدار شم

شایدم بخونم تا نثفه شب ده ساعت استرس میده

نمیدونم نمیخوام فک کنم یه کاری میکنم دیگه

از فردا پارتای درس خوندنمو تمیز تر برمیدارم یک ساعت یه اهنگ

و سه ساعت یه ربع استراحت

خسته و ناراحتم ولی ناامید نه

اهنگ our way تقدیم به امروز

عجیب امروز ناراحتم

یکی که قبلا بهم گفته بود قدر این روزارو بدون امروز گفت ا۱لا دلم نمیتواست جات باشم:)

این خبرای جنگ دوباره واقعا عذابم میده تمام سعیمو میکنم نشنوم

اما یه در۱د اگه دوباره جنگ شه دیگه نمیدونم باید چیکار کنم

خستم از بلا تکلیفی و تلاش برای هدفی که نمیخوام

با بغض شیمی تحلیل میکنم:)))

خدا لعنت کنه شیمیو

چایی مامان

دارم میرم زیست ازمون بزنم

قبلش مامانم برام چایی اورد

یه لحظه فک کردم اگه من برم یه دانشگاه تو شهر دیگه مامانم دیگه برام چایی نمیاره؟

خب چه فایده ای داره که جایی باشم که مامانم برام چایی نیاره؟

امان از زندگی

پیشنهاد کتاب

میخوام یه کتاب شروع کنم ولی نمیدونم چه کتابی برای یکی که کنکوریه و کتاب نباید سخت باشه و ذهنشو مشغول کنه چی پیشنهاد میکنید؟ یه داستان اروم اما کشش دلشته باشه