خلاصه میگم چون واقعا خستم

دیشب خیلبب بد خوابم برد ساعت یک و دو برقا سروع کردم هر دو ثانیه یه بار رفتنو اومدن:))) جدی مملکتو توورخدا :))

دو سابت این داستان ادامه داست و برای کل منطقه بود تا تموم شد و تونستین کولر روشن کنیم

مورد حمله مورچه ها قرار گرفتم :))

یکم بهتر شدم و خوابیدم ساعت چهار اینا

صبح ن دیده بود که جلوی کولر خوابیدم بیدارم کرد جاشو باهام عوض کردم که اگه نمیکرد واقعا یه چیزیم میشد

جام که عوض شد تازه یکم خوب خوابیدم

دیگه نه و ده بیدار شدیمو بچه ها صبحانه درست کردنو چاییی

بعدم کومان دیدیم و دوباره خوابیدیم تا دو اینا چون واقعا نیاز داشتیم که استراحت کنیم

تو همین حینم من خوب شدم

دو برق رفت و رفتیم تو اب دوباره تا چهار و نیم پنج که برق اومد

بعدم گشنههه و از اسنپ فود یه جا پیدا کردیم که باز بود و سفارش دادیم پیتزا و اومد و کلیش اضافه اومد

بعدم کم دوباره ایتراحت و کمکم جمع کردیم و برگشتیم

خیلی خیلی خوش گذشت و این دو روز جزو بهترین و جالب ترین و خاطره انگیز ترینا باقی میمونه و واقعا هات گرلز سامر:))

تو راه برگشت یاو بی دلیل استرس گرفتم دیدم سنجش کلید گذاشته من حتی چکم نکردم اما خبرشم برای استرس دادن کافی بود

دوباره یادم اومد بچه ها ،فتن دلار شده دویست

دوستم که انلاین ساپ داره گفته انروز رفتم لباس پاییزی بخرم و بارونی که سال پیش دو تومن عمده خریدم امسال هفت تومن عمده بهم قیمک دادن

یهو یادم افتاد واقعا میارزه؟ تو کشوری که هر کسی که دنبال پول حلاله تحت فشار قرار میگیره تو چرا موندی؟

چرا نگرانی نکنه کنکورو خراب کرده باشی؟ با چرا نگرانی که کنکورو خوب داده باشیو مجبورت کنن بمونی:)))

چجوری تو عرض ده دقیقه تو هر دوتا نگرانیو تجربه میکنی؟

چرا دوست من که امریکاس با یه شغل کارمندی معمولی سالی دو بار رو حتما اروپا یا ژاپنی چیزی میره

بعد ادما اینجا با روزی دوازده ساعت کار کردن سالی دو تا شمال اونم با اما و اگر؟

برای انتخاب رشته با چند نفر حرف زدم

یه پزشک عمومی خانم گفت کسایی هستن که حتی یه روز کشیک اورژانسو تا ده تومنم میگیرن اما با پارتی سنگین

عدد واقعی که خیلی کمه و برای اورژانس اصلا نمیارزه

دوباره رسیدیم به پارتی.. ادما برای گرفتن حقای معمولی نیاز دارن نا حقی کنن نسبت به بقیه

خب این فایدش چیه؟ این پول که بازم پول درستی نیست ( نه اینکه بگم حقشون نیستا )

بازم رسیدم به اینکه تو این مملکت پول درستی وجود نداره یا باید با بی پولی و سنگین کار کردن کنار بیای

یا باید سنگین کار کنیو حق یه سری دیگرو بخوری تا خودت به حقت برسی و یه چیز کمی بهت برسه

اگه یه دلیل اصلی وجود داشته باشه برای مهاجرتم همینه

واقعا بنظرم هر کس الان میتونه بره بااید بره اگرم نمیره کار اینترنشنال پیدا کنه

حالا بگذریم از این کم کم رسیدیم به خونه و من همینجوریش از استرس دلم درد گرفته بود و پوست لبمو میکندم

رسیدم خونه دیدم فضای خونم ملتهبه

هنوزم سر همون خونه و مستاجرو فلان

استرسم دو برابر شد.

بعد که یکم همه چی اروم شد اوندم تو اتاقو چراغو خاموش کردمو دارم اینو مینویسمو اروم چند تا اشکم میادو دلیلیم براش ندارم

چرا برای جوون ایرانی تو این نسل انقد همه راها بستست و سخته؟

یه کار بهم پیشنهاد شد فروشندگی هفت ساعت تو روز ماهی ده تومن:)))))))

حتی با پیشنهادشم تنو بدنم یخ کرد

یعنی تو هفت ساعت تو روز و ۲۵ روز ماه کار میکنی تا با پولش یه بارونی جنس اشغال بخری؟