الان همه خوابن وسط تو تراسم و وسط جنگل هوا یکم مهی و شرجیه و ابریه و باد کمی میاد

صدای پیچیدن باد تو درختاوصدای پرنده ها و صدای یا خروس و جیجیجیرک میشنوم با صدای ناخنای قشنگم موقع تایپ

یه ذرهه سرده اما حز اون دلم بهتره و کلا حالم خوبه

زندگی همینه دیگه؟ دقیقا همین لحظست.به مسیر گذشته وابنده فک مبکنمو جفتش مبهمه

شاید هند زندگی بین این همه ابهاماته؟

نمیخوام بمونم میخوام برمو تجربه کسب کنمو برکردم

میخوام ۲۵ سالگیم خاطرات سفر اروپامو نوشته باشم

ولی همزمان میخوام از خاتوادم لذت ببرم مگه چقد خدا بهمون تایم میده؟

زندگی جالبه و همه چی یهروزی تموم میشه حتی همون چیزی که فک میکنی مردابیه که تا اخر عمرت قرارع ببلعدت