ساعت سه شب و با رختکن بازنده ها داری خطاطی میکنی و نگرانی تولد اخر هفته چی بپوشم و تایمامو چجوری تنظیم کنم که بتونم برم

یا اینکه برای کوه فردا میتونم بابامو قانع کنم که بذاره برم

و یهو به خودت میای میبینی این ارزوت بود وقتی که کنکور داشتی و یهو لذتش صد برابر میشه