رندوم
از تکواندو برگشتم
کم کم مارای خونه دستم اومده و نبود مامان حس نمیشه فک کنم
امروز دو سری لباس شستم و پهن کردم و تا کردم
ظرف شستم و آشپزخونه مرتب کردم
هس زنگ میزنم مامان جوابمو نمیده و اون زنگ میزنه و من همش تو کلاسم
امروزم ایین نامه بود چقد مسخره و چقد احمقانه
میرم ته ته ته کلاس میشینم و به شیرین بازیای پسرا و استاد ارزشی توجهی نمیکنم
اصا نمیدونم چی یاد داد و کجاشت و کتاب چیه
اما یکی داشت جزوه مینوشت و استرس گرفتم نکنه من زیادی راحت گرفتم
بعد فهمیدم نه اینا زیادی جدی گرفتن
یه چیز دیگم توجه کردم استاده دو تا گوشی داشت
یه گوشی عادی و یه گوشی نوکیا بدون دوربین
چون دور بودم چند دقیقه زل ژده بودم بهش که چک کنم واقعا بدون دوربینه
و استاده فهمید و گوشیشو گذاشت تو کیفش:))
کلا یه ساعتم تو این سه روز سر جمع تو کلاس نبودم اما سه بار بهم تذکر حجاب داد
و من هرروز بدتر دیروز لباس میپوشم:)) مشکلش فقط شاله
امروز رسما یه وست پوشیده بودم و یه شلوار تا زیر زانو و بازم فقط به مو گیر داد
منطقش جالبه :))
هی میخوام پروفایلمو عوض کنم کلییی عکس خدااا هم دارم ولی همه از تولدای اخیزه که لباسم زیادی بازه
یه سری عکس وینتجم با دوربین کاسیوم گرفتم اما اونم نتونستم انتقال بدم به گوشیم رم ریدر میخواد
ببینو چی میشه
مامانم زنگ زده میگه نپرسیدی چرا عظر به این گرونی پسره خریده برات؟ منظورش چی بوده:))
نمیدونم مامان بنظر خودت منظورش چی بوده؛)