...
کمی بیشتر دوام بیار
کمی بیشتر بجنگ
کمی بیشتر دعا کن
و کمی بیشتر آواز بخوان
همهچیز درست میشه
تو همیشه راست میگفتی ، اهمیت در مبارزه است نه سرنوشت..!
پس مصیبتها از راه میرسن و ما با مرزهای قوّتی که داریم، مواجه میشیم. زمین میخوریم و برداشتن حتی یک قدم دیگه، ناممکن به نظر میاد. و با این حال، به نحوی ادامه میدیم، که ما آدمها گوهری ویژه در کولهی کوچکمون داریم: شکلی از باور یا ایمان به چیزهایی که حتی نمیتونیم ببینیمشون. تصویری از یک مقصد مطلوب که در خیالمون ساختیم، با جزئیاتی بیشمار و نیرویی که از مرزهای تصور خارج میشه و همچون روحی روشن، دستهای سرگردان ما رو میگیره تا از جا بلند بشیم. خاک رو از لباس ما میتکونه و در گوش ما زمزمه میکنه: یک قدم دیگه، و کی میدونه؟ شاید برسیم.
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 1:21 توسط یک عدد کنکوری
|