تاااا صبحححح میتونم غر بزنم

صبح از حجم استرسی که به، وارد شده بود کللل تایم دستم میلرزید و رسما کل مسیر تمرکز، رو ابن بود که گریه نکنم ( اخرین باری که یه جیزی شبیه اینه تجربه کردم احتمالا امتحان ریاضیه نهمم بود، یا ازمون قلمچی جمعبندی ترم یک که افتاد توی اتفاقای دی)

کاش یا سیاه سیاه بودید یا سفید سفید واقعا کاششش اینجوری خیای سخته یه روز بهترین ادمای دنیایید یل روز انقد بدین که با خودم میگم فقط برو ازینجا فارغ از رشته و کوفت و زهرمار

بعد ازونور میبینم برای اون ذره ای مهم نیستبا خودم میگم من اگزجزه میکنم؟ مثلا دادم بیشتر چیزی که هست اهنیت نیدم؟

جالب این چیزلست بعد امتحان گفتن چرا ناراحتیو چیزی نمیگی نکنه فیزیکو خراب کردی منیپیولیشن سنگینن

واقعا اولین قدم اینه خودشون بپذیرن مشکلاتشونو ولی اینا به ول انکار میکنن که انگار میزی وجود نداره و حتی نمیخوان بهتر شن

امتحانم خوب بود با یکی از این پاسخنانه پیشگهادیا جوابامو چک کردم کلی جوابام اوکی بود جزئیش بدرک مگه من مصححم

صبح دوستام میگفتن اعصاب نداری.ندارم واقعا

لاکام خرابه و لبم زخماش زیاده ینی اوضاع خوب مبوده واقعا