004

تا حالا حس کردین بدنتون خرابه؟

ینی واقعا اینجوری که خب خرابه یه چیزیش هست

این دو ساله واقعاا بدن من خراب بود اونن بخاطر لایف استایل خیلی خیلی بد بود

منم همیشه به ورزش زیاد عادت داشتم و یهو از روزی سه چهار ساعت فعالیت بدنی رسیدم به پنجاه قدم تو روز ( واقعا پنجاه قدم)

الانم تو خراب ترین حالت ممکنه

ولی خب پوینتش اینه که دیگه چهار روز دیگه تمومه

از همین الان جمعه و شنبرو تیکت برای استخر گرفتم

بعدشم تو سفرم جایی که گرفتن اسختر داره حتما هرروز میرم

جمعه میخواستم با دوستم برن که یکم استارت و کرالمو اصلاح کنه حالا ببینم چی میشه

تیک تاکم پر این ویدیو هاست که ازین البومایی دارن که از سفرشونه

حقیقتا اگه میخوام یه روزی همچین جیزیو تجربه کنم نباید ایران بمونم

وگرنه یهو سی چهل سالم میشه و با پاس ایرانیو دخل و خرجی که بهم نمیخونه

چی میش اگه یکم زندنی واسه ایرانیا راحت تر بود؟ چی میشد اگه مجبوب نبودیم بخاطر اینده کاری یه رشته اونو انتخا کنیم؟

دوستم همسن منه فرانسس رفته دانشگاه اشپزی

ایدانم داره دبیرستانشو حتی اما مثلا من اگه میرفتم دانشگاه اشپزی فک میکردم دیگه دنیا برام تموم شده و بدبخت بیکار میشم

کنکور تو چی بودی چجوری ذهنیت منو انقد گند زدی توش من تا شش ماه پیش هیت سنگین میدادم به اینکه دانشاه محور و رشته محور باشیم

الان خودم تو صحبتام میگم یا فلان یا هیچی🤡🤡

005

گاهی پیش رفتن نشدنی به نظر میاد؛ که جهان تاریک است و راه حیله‌گر و سایه‌ها در تعقیب و دیوها مراقب و مه غلیظ و گام‌ها سنگین. اما ادامه دادن سرنوشت ناگزیر ماست. این روح سرکش، این میل بی‌انتها، این تکه‌ی کوچک امید که هر روز صبح همراه ما بیدار می‌شود و شب در خیال ما تصویر می‌سازد که برو، برو، برو.

اما اگر بیام و تو اونجا نباشی، چی؟

امشبو یادت باشه این سنگینیو گریه های بی صدارو یادت باشه یادت بمونه بازم به کسی نگفتی

نمیدونم حقیقتا چرا باید یادت بمونه چه پوینتی داره اصلا؟

بدترین بخش فشار روانی اونجاشه که همه چیز تاره فقط میتونی قدم بعدیتو ببینی نه افقو

نمیتونی درست فکر کنی و تحلیل کنی و جواب بدی به خودت پس فقط گریه میکنی تا تو ذهنت شبیه یه نخ بهم گره خورده بشه

5

مشاورم زنگ زده بود و اولین باری بود که کل تایم سعی میکردم گریه نکنم

میگفت چرا هویتتو گم کردی:)))

تا حالا انقد هر چیزی که مربوط به زیسته متنفر نبودم

گفتم میرم زنده شور رو میبینم و گریه میکنم؟

حتما اینکارو میکنم فقط میخوام یه تایم بدنو گریه کنمو بعدشم سعی کنم فراموش کنم کل این چند سال و این روندو

میگفتن وقتی برسی به یه هفته قبل کنکور میگی ای کاش بیشتر وقت داشم و یه ماه دیگه میخوندم

من همه اینارو گذروندم ولی یه بارم حتی به این فکر نکردم که کاش بیشتر میخوندم یا کاش بیشتر وقت داشتم

فک کنم بدترین تراز سه سال اخیرو دادم امروز یه هفته مونده به کنکور!

میگفت معمولا کنکور بهترین ازمون بچه هاست میدونم برای دلداری گفته

من دیگه نمیدونم باید چیکارش کنم چرا حقیقتا میدونم ولی دیگه با تموم وجودم نمیخوام اینجا برای من نیست

تموم شو

005

مشاورم میگه ازموننو تحلیل میکنم میفهمم باهوشیا ولی اسکلی:)))))))))

سوالای سخت و میزنی و سوالای سادرو غلط مینزنی

میدونم منم میدونم...

حقیقتا دارم میز تحریرمو میفروشم

یجوری همه پل های پشت کنکوری بودنو خراب میکنم که هیچ حرفی توش نباشه

با رتبه ۵۰۰۰ هم میرم داشنگاه🙏

005

اخرین کومان بعد ازمون

عاشق این اخرینام

بلاگفا

واقعا عاشق بلاگفام

یه هفته دیگه همه اکانتای سوشال مدیانو بالا میارم( ماشلا همهه جام هستم:))

ولی مطمئنم هیچییی جای اینجارو نمیگیره

اینجا شخصی ترین قسمتای زندگیمه و بی فیلتر ترین

ادماشم همینطور کامنتای خصوصی و عادیتونو که میخونم پروانه ها در دلم جولان میدن

006

من دیگه مطمئن بودم سه رقمی نمیشم

کاملا همرو هم اماده کردم که رتبه دو هزار تا پنج هزار ببینن ازم

امشب مشاورم گفت معلومه که سه رقمی میاری

با اینکه از ترازای اخیرم خبر داره

یه ته لامپی روشن شد

نمیدونم میارم یا نه

ولی میدونم این یه سال ارزششو داشت

این بالا پایین شدن امیده ارزششو داشت

چه رتبم سه رقمی شه چه ۵۰۰۰ ارزششو داشت

درسته برای بقیه بولد ترین قسمت کنکور نتیجشه

ولی چیزی که تا اخر عمرم برام میمونه شخصیتی بود که ساخته شده

دویدن

میخوام دو رو شروع کنم احتمالا برنامه بگیرم از مربیا انلاین

یکم نگرانم چون اینجا شهر واقعاا کوچیکیه هیچکسم اینجا صبحا نمیدوعه خیلی اکورده:)))

بعد سگا چی ؟ کسایی که میدوهن سگ و شغالو چکار میکنن؟

اگه پیشنهاد دارین برام کلااا برای شروع و حتی گروهی کلابی چیزی میشناسین یا مربی ممنون میشم بگین

بازم حالا میذارم اینو

006

دیشب خوابشو دیدم جز به جز همونطوری که منتظرم تو واقعیت ببینمش:))

همون حرفاییو زدم که میخواستم تو واقعیت بزنم

اگه یه درصد حدسم درست باشه ترجیح میدم هیچوقت نبینمش

خواهر بودن یکی از ضعیف ترین نقشای زندگیمه

کارایی که برای اون میکنمو فکک نمیکنم هیچوقت برای هیچ مرد دیگه ای بکنم

با اذیتش اندازه خودش اذیت میشم حتی بیشتر و نکتش اینجاست که اصلا دست من نیست من کنترلی روش ندارم

عنوانو دیدین؟:))))))) لیست سریال و کتاب و البوماتونو اماده کردین؟:)))))

من از همه پراکنده دارم شاید قبل کنکور شایدم بعد کنکور مرتبشون کنم بذارمش اینجام

تو این فکرم تلویزیون کوچیک تر و پلی استیشنو بیارم تو اتاقم و بعد کنکور شب تا صبح لست اف اس و فیفا بازی کنم

اما چقد زورم میرسه نمیدونم

میخوام موتورم بگیرم همون دسته دوعه که دایی میگفت من واقعا حوصلم نمیرسه برای اینکه ماشین دست کی باشه با همه یجنگم

با یه موتور ابیه طرح کلیک کارم راه میفته ولی اینجا خیلیی گرمه

غزل ۵۳

فال گرفتم غزل ۵۳ اومد

این غزل یه جای ویژه داره برای من

ت یکی از دوره های جالب زندگیم برام اومده بود

به فال نیک میگیرمش:)